زندگی دو نفره مازندگی دو نفره ما، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره
زندگی سه نفره مازندگی سه نفره ما، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 2 روز سن داره
زندگی چهار نفره مازندگی چهار نفره ما، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 2 روز سن داره
زندگی پنج نفره مازندگی پنج نفره ما، تا این لحظه: 2 سال و 5 ماه و 16 روز سن داره

هدیه زیبای خدا..لحظه لحظه های داشتن تو

خوشبخت ترینم

دوردور 16 تیر

خب دیروز هم مجدد رفتیم سکنج منتها این دفعه رفتیم سمت آبشارش   خیلی رفتیم هی رفتیم هی رفتیم آخرم به خود آبشار نرسیدیم ساعت رب به 2 ظهر بود دیگه دیرمون شد برگشتیم فقط 1 ساعت 45 دقیقه در حال برگشتن بودیم           بعد رفتیم سراغ نشستن و جوج زدن   اینم نهارمون     خیلی خوش گذشت خداروشکر   ...
17 تير 1396

دور دور6تیر

سلام عسلم   6تیر (تعطیلی عید فطر) رفتیم کوهپایه این عکساش       اینم از آبشارش   و البته تا همینجا رفتیم ، جلوتر نرفتیم چون دیگه راهش برای شما سخت بود از طرفی هوا و آب هم خیلی سرد بود   اینم از سر برگشت سمت ماشین(پدرمون دراومد )   ...
17 تير 1396

35 ماهگی

سلام دختر نازم   35 ماهگیت مبارک خوشکل مامان این عکس 35 ماهگیت   اینم همین طور با 4 ماهگی داداشی خداروشاکرم که اینقدر همو دوست دارین داشتم برای داداشی هنر میزدم با پوست پسته شما هم گفتی اسم منو هم بنویس ازم عکس بگیر منم لباس تنت کردم و اسمت رو نوشتم و این نتیجش:(فقط پدرم ر درآوردی برای عکس گرفتن)   اینم هنر زدنت: رفته بودی تو کمد کل لباسایی که آویزون بود رو درآوردی گذاشتی پشتت   میرفتی کلاس قرآن: ان شاء الله تا عمر داری زیر سایه قرآن باشی   مامان فدات شه     ...
28 خرداد 1396

برگ سی و چهارم از دفتر زندگیت

سلام قند عسلم امروز 34 ماهه شدی و خانم تر حرف زدنت بهتر شده کلمه هایی که ماه پیش نوشتم برات که اشتباه میگی رو داری درست میکنی یه سری کلمات رو هم که خیلی بانمک اشتباه میگی:پام رو میگی پامَمُ...کِشو رو میگی کِشوت...چشمات و میگی:چِشاتِتو اینم از نقاشی کردنت: این ماه بردمت کلاس قران اگرچه که هنوز خودت تنها نمیری تو کلاس منم باید باهات بیام. سوره توحید رو یادگرفتی کامل خودت میخونی این عکس رو خاله اعظم قبل از رفتن به کلاس ازت گرفتن خاله اعظم چند روزی اومدن کرمان و دیشب رفتن بیرجند دیروز ظهر هم باهاشون رفتیم ده بالا زهرایی در حال باد زدن زغال اینم در حال خوردن جوج    ...
28 ارديبهشت 1396

اعیاد شعبانیه

سلام دخترم   اعیاد مبارک عزیزم دیروز ولادت امام حسین(ع) ، امروز ولادت حضرت عباس (ع) و فردا ولادت امام سجاد (ع) هستش دیروز رفتیم زینبیه جشن بود امروزم رفتیم روستای سکنج اینم شرح تصویریش:     متاسفانه یا خوشبختانه هوا ابری بود و باد سردی می اومد     بدون شرح   نوش جونت     با وجود سردی هوا زهرا خانوممون از آب بازی نگذشت     ساعتای 2 بارون گرفت و ما هم به ماشین جونمون پناه بردیم و رفتیم سمت ماهان (شاه نعمت الله ولی)برای نماز     بعد برگشتمون به کرمان هم با خاله ...
11 ارديبهشت 1396

عید مبعث

سلام عزیز دل مامان اول از همه عید مبعث رو بهت تبریک میگم و اما دوم دیشب رفتیم بوستان طبیعت جشن: این قبل رفتنمون تو خونه             اول که رفتیم پارک شما رفتی سمت سرسره و کلی اونجا برای خودت بازی کردی خسته که شدی رفتیم سراغ جشن تا نشستیم جشن تموم شد خخخخخخخ اینجا هم مات و مبهوت نگاه میکنی که چرا همه دارن جمع میکنن میرن     دیگه برای خالی نبودن عریضه چند تا عکس گرفتیم و برگشتیم خونه     خلاصه بد نبود خوش گذشت خداروشکر و اما امروز صبح ساعتای 11 رفتیم ده بالا اینم امروز به روایت تصویر:   اینجا ...
5 ارديبهشت 1396